روایتی جالب از سرقت مغز انیشتین

روایتی جالب از سرقت مغز انیشتین

۱۷ آوریل سال ۱۹۵۵ فردی به علت درد شدید قفسه سینه به بیمارستان پرینستون آورده می­‌شود. تشخیص پزشکان پارگی رگ آئورت است و این مرد به همین دلیل در سن ۷۶ سالگی چشم از جهان فرو می‌­بندد. وی، بزرگ ترین دانشمند قرن بیستم، انیشتین بود. همزمان با مرگ انیشتین و مدتی بعد شایعه دزدیده شدن مغز او تبدیل به تیتر اول اخبار و صحبت های مردم می‌­گردد.

دکتر توماس هاروی آسیب ­شناسی بود که در هنگام مرگ انیشتین در کنار او حضور داشت و هفت ساعت بعد از مرگ وی شروع به کالبد شکافی بدن انیشتین می­‌کند و با ذکر علت مرگ به بررسی و اندازه ­گیری مغز وی نیز می­‌پردازد. علی­رغم اینکه دکتر هاروی نسبت به داشتن مجوز کالبد شکافی ادعا می‌کرد ولی هیچ مجوز یا نامه­‌ای دال بر کالبد شکافی انیشتین وجود نداشت.

دکتر هاروی بعد از انجام مطالعات خود بر روی مغز، آن را در فرمالین قرار داده و با خود به خانه می‌­برد و چشم‌های او را نیز دور می‌­اندازد؛ این کار دقیقاً برخلاف وصیت انیشتین بود که خواسته بود بدن او را در حالی که مغزش نیز درون آن است سوزانده شود.

دکتر هاروی درحالی به مطالعه و بررسی مغز انیشتن می­‌پردازد که هیچ‌گونه تخصصی در این امر ندارد و این کار او بیشتر به یک کنجکاوی شباهت دارد. وی برای بخشیدن وجه قانونی به کار خود در ۱۹ آوریل به نزد پسر انیشتین می‌­رود و از وی اجازه برسی و مطالعه مغز پدرش را مطالبه می­‌کند و پسر انیشتین نیز این اجازه را به او می­‌دهد و توصیه می­‌کند که می­‌خواهد مغز پدرش را با دقیق‌ترین اصول علمی بررسی و نتایج آن را در مجله‌ای معتبر منتشر کند.

روایتی جالب از سرقت مغز انیشتین عکسی از دکتر هاروی به همراه مغز انیشتین

پس از انتشار مطالعه بر روی مغز انیشتین، هزاران درخواست از پزشکان دیگر به سوی دکتر هاروی روانه می‌شود و محتوای آن‌ها این است که از وی می­‌خواهند در جریان این بررسی قرار گیرند. نقل است که دکتر زیمرمن از دکتر هاروی می­‌خواهد تا مغز انیشتین را‌ بردارد و او نیز به وی قول این کار را می‌­دهد. در نهایت زیمرمن بیمارستان خود در نیویورک را برای این مطالعه آماده می­‌کند اما مدیران بیمارستان پرینستون این اجازه را به او نمی­‌دهند و دعوا بر سرمالکیت مغز انیشتین بالا می‌­گیرد!

در سرانجام این کشمکش‌ها، دکتر هاروی از بیمارستان پرینستون اخراج و مغز انیشتین را نیز با خود به دانشگاه پنسیلوانیا می‌­برد و در آنجا با همکاری یک تکنسین مغز، به بررسی آن می‌­پردازند. پزشکان بسیاری در این مدت از دکتر هاروی تقاضا می‌­کنند تا در مطالعه و بررسی سهیم باشند اما دکتر هاروی که دیگر مطالعات را به اتمام رسانده بود این تقاضاها را رد می‌­کند. در این مطالعه مغز انیشتین به ۱۲۴۰ اسلاید تقسیم شده بود و عمده بررسی‌ها توسط همین اسلاید‌ها صورت می‌گرفت.  هاروی به حدی در عدم مشارکت دیگران در مطالعه بر روی مغز انیشتین پافشاری می­‌کند که همسر خود را هم طلاق می­‌دهد زیرا همسرش نیز به شدت از وی این تقاضا را داشت که دیگران را نیز در این مطالعه سهیم نماید.

روایتی جالب از سرقت مغز انیشتین یک نمونه از اسلایدهای متعلق به مغز انیشتین

 ۳۰ سال بعد، هاروی به صورت مداوم به سراسر شهرهای کشور آمریکا مهاجرت می‌­کند تا کسی از مکان او باخبر نشود؛ بالاخره در سال ۱۹۸۵ دکتر ماریان دایموند از دانشگاه UCLA بود که با دریافت بخشی از اسلایدهای مغز انیشتین از دکتر هاروی، اولین مقاله علمی درباره آن را به چاپ رسانید:

مغز انیشتن سلول‌های گلیال بیشتری از مغز افراد معمولی دارد. این سلول‌ها در واقع به سلول‌های مغزی با نام نورون کمک می‌کنند. این بدین معنا است که مغز انیشتین سوخت و ساز بیشتری انجام می‌داده است و بنابراین مهارت‌های مفهومی و تفکر او نیز افزایش یافته بودند.

در سال ۱۹۸۸ پروانه پزشکی توماس هاروی لغو می‌­شود و او به پرینستون باز می­‌گردد. نویسنده­‌ای از او درخواست می­‌کند تا به دیدن نوه انیشتین برود. دکتر هاروی مغز انیشتن را با خود برداشته و به خانه او می‌رود. در برگشت از خانه، متوجه می­‌شود که مغز انیشتین را جا گذاشته است که البته نوه انیشتین آن را به وی باز می­‌گرداند. در نهایت، وی مغز را  بیمارستان پرینستون تحویل می‌­دهد. هم اکنون بخشی از مغز انیشتین در موزه موتر فیلادلفیا نگهداری می­‌شود و بازدید آن آزاد است.

تماشای شفق های قطبی از درون ایگلوهای شیشه ای

تماشای شفق های قطبی از درون ایگلوهای شیشه ای

آیا شما هم از علاقمندان به آسمان و رویدادهایی هستید که در آن به وقوع می‌پیوندد؟ پس حتماً نام شفق قطبی را شنیده‌اید. شفق قطبی پدیده ظهور نورهای رنگین و متحرک در آسمان شب است و معمولاً در عرض‌های نزدیک به دو قطب زمین که براثر برخورد ذرات باردارِ بادِ خورشیدی و یونیزه شدن مولکول‌های موجود در جو زمین به وجود می‌آید. به تازگی ایده جدیدی در یکی از بیابان‌های سرد فنلاند اجرا شده است که سبب جذب هزاران علاقمند به این مناطق شده است تا بتوانند با راحتی و آرامش به تماشای شفق‌های قطبی بپردازند.

تماشای شفق های قطبی از درون ایگلوهای شیشه ای

این ایده بسیار ساده است: تماشای شفق‌های قطبی از درون کلبه‌های شیشه‌ای. اما لازم نیست در سرمای قطب شمال در پشت بام بخوابید یا شب را در سرمای شدید به سر ببرید بلکه شما می‌توانید در یک ایگلو (کلبه یخی اسکیموها) از جنس شیشه بخوابید و با لذت تمام آسمان را نگاه کنید. این روستای شیشه‌ای که به “کلبه اسکیموها” معروف شده است شامل ۲۰ اتاق شیشه‌ای گرم و با امکانات کافی است. این روستا در مکانی واقع شده که ۲۰۰ روز از سال شفق قطبی در آن دیده می‌شود. این کلبه‌ها مجهز به سیستم‌های گرمایشی ویژه هستند که حتی در یخبندان‌های زمستان قطب شمال نیز هوای گرمی را تولید می‌کنند. همچنین کلبه‌های دونفره نیز وجود دارد که برای اقامت دو نفره طراحی شده‌اند و کمی بزرگتر از کلبه‌های معمولی هستند. قیمت هر شب اقامت در این کلبه‌ها ۴۵۵ دلار است و امکانات رفت و آمد مناسب، رستوران و سونا نیز در اختیار افراد قرار دارد. در ادامه عکس‌های این کلبه‌ها را ببینید.

تماشای شفق های قطبی از درون ایگلوهای شیشه ای

تماشای شفق های قطبی از درون ایگلوهای شیشه ای

تماشای شفق های قطبی از درون ایگلوهای شیشه ای

تماشای شفق های قطبی از درون ایگلوهای شیشه ای

تماشای شفق های قطبی از درون ایگلوهای شیشه ای

تماشای شفق های قطبی از درون ایگلوهای شیشه ای

بهترین بازیگران مرد تاریخ سینما

بهترین بازیگران مرد تاریخ سینما معرفی شدند

وبسایت مشهور رنکر (ranker) که در زمینه رتبه‌بندی فعالیت دارد اقدام به معرفی برترین بازیگران مرد تاریخ سینما کرده است. در این رتبه بندی که براساس نظرات کاربران این سایت تهیه شده است فهرست ۶۰ بازیگر مرد آمده است. در اینجا مروری بر ۱۰ بازیگر اول این لیست خواهیم داشت.

لیست بهترین بازیگران مرد تاریخ سینما

۱– رابرت دنیرو

رابرت دنیرو.

فیلم‌ها: پدرخوانده ۲، راننده تاکسی، گاو خشمگین

۲- آل پاچینو

آل پاچینو

فیلم‌ها: پدر خوانده ۱ و ۲، بی‌خوابی

۳- جک نیکلسون

جک نیکلسون

فیلم‌ها: شاینینگ، دیوانه‌ای از قفس پرید، مسافر

۴- مارلون براندو

مارلون براندو

فیلم‌ها: پدرخوانده، اینک آخرالزمان

۵- تام هنکس

تام هنکس

فیلم‌ها: فارست گامپ، نجات سرباز رایان، رمز داوینچی

۶- آنتونی هاپکینز

آنتونی هاپکینز

فیلم‌ها: سکوت بره‌ها، نقاب زورو، مرد فیل نما

۷- مورگان فریمن

مورگان فریمن

فیلم‌ها: شوالیه تاریکی، رستگاری در شاوشنک، سون

۸- لئوناردو دی کاپریو

لئوناردو دی کاپریو

فیلم‌ها: تایتانیک، جزیره شاتر، اینسپشن

۹- دانیل دی-لوئیس

دانیل دی-لوئیس

فیلم‌ها: دار و دسته نیویورکی‌ها، لینکلن، مشت زن

۱۰- دنزل واشینگتن

دنزل واشینگتن

فیلم‌ها: غول‌ها را به یاد بیاور، روز تعلیم، گانگستر آمریکایی

سایر بازیگران مشهور در لیست بهترین بازیگران مرد تاریخ سینما

علاوه بر بازیگرانی که نام آن‌ها در بالا آمده است، برخی از بازیگران مشهور دیگر نیز در بین ۶۰ نفر اول قرار گرفته‌اند. در لیست ۶۰ بازیگر اول برای مثال جانی دپ بازیگر فیلم‌های مشهور ادوارد دست قیچی و دزدان دریایی کارائیب در رده ۱۱ قرار دارد. همچنین کلینت استیوود که فیلم‌های مشهوری همچون خوب، بد، زشت و نابخشوده را در کارنامه دارد در رده ۱۴ قرار گرفته است. از دیگر بازیگران مشهور نیز می‌توان به رابین ویلیامز در رده ۲۱، برد پیت در رده ۳۱، راسل کرو در رده ۳۴، چارلی چاپلین در رده ۴۱، شان پن در رده ۴۴، جان وین در رده ۵۲ و مت دیمون در رده ۵۴ اشاره کرد.

علی بابا

۹ میلیارد دلار فروش در ۱۲ ساعت: فروشگاه علی بابا در حال تسخیر بازارهای آنلاین است

در روزهای اخیر خبری در رسانه‌ها منتشر شد که حیرت بسیاری از کارشناسان عرصه اینترنت و فروش آنلاین را در پی داشت. فروشگاه آنلاین علی بابا در چین در یک حراج ۱۲ ساعته به مناسبت روز مجردها موفق شد به رقم ۹ میلیارد دلار فروش برسد. یکی از رکوردهای جالب دیگر در این روز این بود که علی بابا موفق شد به دلیل ارائه تخفیف به مشتریان در ۸ دقیقه اول این حراج به فروش یک میلیارد دلاری دست یابد. در این حراج محصولات غیرچینی نیز به فروش رفت و برای مثال انبار یک شرکت تولید شیر خشک در استرالیا به دلیل سفارشات زیاد از چین خالی شد و این شرکت نتوانست سفارشاتی که از خود کشور استرالیا شده بود را تامین کند. به این بهانه قصد داریم شما را با این غول دنیای اینترنت آشنا کنیم.

مروری بر تاریخچه و فعالیت‌های علی بابا

گروه علی بابا (Alibaba) یکی از سایت‌های برتر در حوزه خرده فروشی در چین و دنیا به شمار می‌رود. این شرکت در سال ۱۹۹۹ توسط جک ما تاسیس شد. البته در سال ۱۹۹۸ او به همراه ۱۷ فرد دیگر پایه‌های اولیه این کار را ریختند. جک ما در ابتدا قصد داشت در فروشگاه کی اف سی آمریکا استخدام شود اما به علت قد کوتاه و لاغر بودن موفق به استخدام نشد. ایده اولیه و کنونی شرکت او ایجاد ارتباط بین تولید کنندگان و مشتریان چینی بود. او درباره علت انتخاب نام علی بابا برای شرکت‌اش که از افسانه خاورمیانه‌ای داستان‌های هزار و یک شب گرفته شده می‌گوید:

یک روز در سانفرانسیسکو در کافی شاپ نشسته بودم و فکر می کردم که اسم علی بابا خوبه. و هنگامی که گارسون آمد از وی پرسیدم علی بابا را می شناسی؟ اون گفت بله می شناسم، پرسیدم در موردش چه می‌دونی؟ گفت علی بابا و ۴۰ دزد. و من گفتم آره خودشه! به خیابان رفتم و از عابران که از ملیت های مختلفی چون هندی، آلمانی، چینی، ژاپنی و … بودند همین سوال را پرسیدم و همگی همان جواب را دادند. علی بابا به راحتی تلفظ میشه و در همه جهان شناخته شده است.

علی بابا

شرکت علی بابا در حال حاضر بیش از ۳۵ هزار کارمند در سراسر جهان از جمله چین و آمریکا دارد. فروش سالانه این شرکت تنها در سال ۲۰۱۳ به بیش از ۲۴۰ میلیارد دلار رسید که دوبرابر مجموع فروش آمازون و ebay بود. این شرکت ۸۰ درصد کل تجارت الکترونیک چین را در دست دارد و مشتریان سالانه آن به مرز ۲۳۰ میلیون نفر رسیده است. در حال حاضر مجموع تراکنش‌های سالانه این شرکت به بیش از یک تریلیون دلار می‌رسد و کارشناسان عقیده دارند در سال ۲۰۲۰ حجم تجارت علی بابا از مجموع بازارهای تجارت الکترونیک آمریکا، انگلیس، ژاپن، آلمان و فرانسه پیشی خواهد گرفت.

از جمله فعالیت‌های این شرکت اعطای وام به بیش از ۸۰۰۰ تاجر با سود ۲ درصد و سرمایه گذاری در انواع پروژه‌ها است.

پاسخ های جالب استیون هاوکینگ در مصاحبه با او

پاسخ های جالب استیون هاوکینگ در مصاحبه با او

استیون هاوگینگ فرد پرمشغله‌ای است. طی همین ماه‌های اخیر، او اقدام به طرح مبتکرانه‌ای با هزینه ۱۰۰ میلیون دلاری برای یافتن حیات فرازمینی کرده است، مبارزه در جهت ممنوعیت سلاح مبتنی بر هوش مصنوعی و طرح راز فرار از یک سیاه‌چاله از اقدامات دیگر اوست. با وجود همه این مشغله‌ها، موفق به برنامه‌ریزی برای شرکت در یک جلسه شد تا به سوالات افراد مختلف پاسخ بدهد.

پاسخ های جالب استیون هاوکینگ در مصاحبه با او

۱- از نظر او هوش مصنوعی مخاطره آمیز است ولی شر نیست.

هاوکینگ عقیده دارد خطر واقعی هوش مصنوعی بداندیشی یا نیت سوء نیست بلکه قابلیت آن است، او می‌گوید: اگر شما متصدی یک پروژه‌ی انرژی برق آبی سبز (دوست‌دار محیط زیست) باشید و یک لانه مورچه در منطقه‌ای که باید آبگیری شود وجود دارد، در این صورت بد به حال مورچه‌ها؛ شما احتمالاً یک فرد خبیث متنفر از مورچه که با سوء نیت روی مورچه‌ها قدم می‌گذارد، نیستید.  اما بیایید بشریت را در موقعیت آن مورچه‌ها قرار ندهیم.

۲- سریال «تئوری بیگ بنگ» را دوست دارد.

این پاسخی است که او وقتی درباره آخرین چیزی که او به صورت آنلاین دیده و از نظر او خنده‌دار بوده است، داد.

۳- او معتقد است که هوش مصنوعی می‌تواند از هوش انسان پیشی بگیرد.

هاوکینگ عقیده دارد: ما تکامل یافتیم تا باهوش‌تر از اجداد میمون نمای خود باشیم و انیشتن هم باهوش‌تر از والدین خود بود. او گفت: اگر هوش مصنوعی بهتر از انسان‌های طراح هوش مصنوعی شود ما ممکن است با یک انفجار اطلاعاتی مواجه شویم که نهایتاً منتج به تولید ماشین‌هایی می‌شود که هوش‌شان ما را با سرعتی که به مراتب بیشتر از سرعت حلزونی اکنون ماست، به پیش ببرد.

۴- زنان جذاب‌ترین رازی هستند که او با آن مواجه شده است.

هرچند او زندگی‌اش را وقف کاوش اسرار جهان کرده است، هاوکینگ می‌گوید که منشی خصوصی‌اش به او متذکر شده است که زنان باید به عنوان یک راز باقی بمانند.

۵- ماشینی شدن می‌تواند کیفت زندگی را بهبود ببخشد، اما نه خیلی زیاد.

وقتی کسی تهدید محتمل بیکاری تکنولوژیکی در نتیجه افزایش ماشینی شدن را طرح کرد، هاوکینگ در این زمینه دو فرض مطرح کرد: اگر ماشین همه مایحتاج ما را تولید کند، نتیجه این کار بستگی به نحوه توزیع ثروت خواهد داشت. یعنی اینکه ثروت تولید شده به وسیله ماشین‌ها به چه نحو تقسیم شود. هرکس می‌تواند از برخورداری از زندگی خوب لذت ببرد به شرطی که ثروت ایجاد شده توسط ماشین تقسیم شود، یا ممکن است اکثر مردم به طرز ناراحت کننده‌ای فقیر شوند، اگر مالکان ماشین علیه تقسیم ثروت لابی موفقیت آمیزی داشته باشند. به نظر می‌رسد که گرایش به سمت گزینه دوم بوده است.

۶- او نمی‌داند که چه زمانی هوش مصنوعی به سطح هوش انسان می‌رسد.

اگر شما به این فکر می‌کنید کی ماشین‌ها به سطح هوش انسانی می‌رسند، هاوگینگ معتقد است که راهی برای دانستن آن وجود ندارد. هیچ اجماعی بین پژوهشگران هوش مصنوعی درباره اینکه چقدر زمان نیاز است تا هوش مصنوعی در سطح انسان و فراتر از آن ساخته شود وجود ندارد. او گفت: لطفاً به گفته هرکسی که ادعا می‌کند که این در زمان حیات شما اتفاق خواهد افتاد یا نخواهد افتاد، اطمینان نکنید.

۷- او فکر می‌کند که هوش مصنوعی می‌تواند میل به جاودانگی را افزایش دهد.

اگرچه ربات‌های هوش مصنوعی نمی‌توانند مانند موجودات حیوانی تکامل یابند، هاوکینگ می‌گوید: یک ماشین هوشمند با یک هدف برنامه‌ریزی شده می‌تواند سائق «جاودانگی» را به منظور کمک به رسیدن به این هدف توسعه دهد. جاودانگی و داشتن منابع بیشتر شانس رسیدن به اهداف دیگر را افزایش خواهد داد.

راهنمای والدین برای کمک به کودکان در انجام دادن تکالیف مدرسه

راهنمای والدین برای کمک به کودکان در انجام دادن تکالیف مدرسه

اگر شما نیز والدی باشید که یک کودک سن مدرسه در خانه دارید، حتماً تا حدودی با تکالیف کودکان‌تان درگیر بوده‌اید. به تازگی انجمن آموزش و پرورش آمریکا گروهی را به سرپرستی دکتر لوریا ریچ مأمور تهیه یک دستورالعمل برای والدین کرده است که به نام راهنمای والدین برای کمک به کودکان در انجام دادن تکالیف مشهور شده است و نکات بسیار مهم و کاربردی را در رابطه با کمک به انجام تکالیف کودکان پیشنهاد داده است. در زیر با این نکات آشنا می‌شویم.

راهنمای والدین برای کمک به کودکان در انجام دادن تکالیف

۱- یک مکان ساکت و با روشنایی مناسب برای انجام تکالیف داشته باشد

شما باید در محیط خانه یک بخش یا اتاق را به صورت اختصاصی به انجام دادن تکالیف کودکان اختصاص دهید که ساکت و دارای روشنایی مناسب باشد. به صورت اکید از انجام دادن تکالیف توسط کودکان در جلوی تلویزیون یا کامپیوتر جلوگیری کنید. همچنین تکالیف نباید در جایی که رفت و آمد زیاد است انجام شود.

۲- نیازهای تحصیلی کودک را تأمین کنید

داشتن مداد، دفتر و یک لغت نامه برای کودکان ضروری است. اگر کودک شما نیاز به وسایل خاصی برای انحام تکالیف یا درس خواندن دارد آن را فراهم کنید.

۳- به کودک‌تان در مدیریت زمان کمک کنید

کودکان توانایی محدودی در مدیریت زمان و برنامه ریزی دارند. سعی کنید انجام تکالیف در هر روز در یک زمان معین انجام شود. اجازه ندهید که انجام تکالیف به ساعات انتهای شب موکول شود. اگر تکالیف سخت یا پیچیده‌ای وجود دارد، آخر هفته‌ها با کودک‌تان بر روی آن کار کنید تا برای هفته بعد آماده شود.

۴- نگرش مثبتی نسبت به تکالیف داشته باشید

به این فکر کنید که مدرسه رفتن چقدر برای آینده فرزند شما اهمیت دارد. داشتن نگرش مثبت نسبت به مدرسه و تکالیف توسط شما، سبب انتقال این نگرش مثبت به فرزندتان می‌شود.

راهنمای والدین برای کمک به کودکان در انجام دادن تکالیف مدرسه

۵- وقتی فرزند شما در حال انجام تکالیف است شما هم کاری مشابه انجام دهید

کودکان به درستی ماهیت و ارزش تکالیف را درک نمی‌کنند. پس شما باید این اهمیت را با رفتارهای‌تان به آن‌ها نشان دهید. برای مثال وقتی فرزند شما در حال نوشتن املاء یا روخوانی است شما نیز روزنامه بخوانید یا وقتی او مشغول انجام تکالیف ریاضی است شما نیز حساب و کتاب‌های مالی خود را انجام دهید.

۶- وقتی فرزندتان نیاز به کمک دارد پاسخ را به او نگویید بلکه او را راهنمایی کنید

برخی از والدین به اشتباه فکر می‌کنند که کمک به کودکان در انجام تکالیف به معنی گفتن جواب درست به آن‌ها است. این کار بسیار غلط است و باعث خواهد شد که کودک آن درس را یاد نگیرد. در عوض راهنمایی‌هایی به او ارائه دهید که بتواند مسئله را حل کند.

۷- اگر تکلیفی وجود دارد که فرزندتان باید به تنهایی آن را انجام دهد، در آن دخالت نکنید

انجام تکالیف فرصت مناسبی برای پرورش استقلال، اعتماد به نفس و مهارت‌های یادگیری است. در مواقعی که لازم نیست سعی کنید خود را در انجام تکالیف دخالت ندهید.

۸- اطلاعات خود را به روز نگه دارید

در رابطه با تکالیف و درس‌های فرزندان‌تان اطلاعات کافی را کسب کنید و در رابطه با میزان کمکی که باید بکنید با معلم او صحبت کنید.

۹- به فرزندتان برای درک دشواری و آسانی تکالیف کمک کنید

کودک شما باید این توانایی را داشته باشد که بتواند تکالیف دشوار و آسان را تشخیص دهد. سعی کنید به او یاد بدهید که اول تکالیف سخت را انجام دهد. این کار سبب می‌شود که در هنگام مواجهه با چالش‌های بزرگ آماده باشد.

راهنمای والدین برای کمک به کودکان در انجام دادن تکالیف مدرسه

۱۰- بر روی انجام تکالیف کودکان نظارت داشته باشد

باید حواس‌تان باشد که اگر فرزند شما خسته شد کمی استراحت به او بدهید. اگر مغز او در نتیجه انجام تکالیف دشوار و طولانی خسته شود ممکن است دچار ناکامی در انجام تکالیف شود.

۱۱- به پیشرفت‌های او جایزه بدهید

اکر فرزند شما در انجام تکالیف پیشرفت زیادی داشت یا سخت کوشی کرد سعی کنید به او یک جایزه بدهید (مانند رفتن به باغ وحش یا پارک یا خرید بستنی). البته نباید طوری رفتار کنید که کودک تکلیف را به خاطر جایزه انجام دهد. پاداش شما باید هر از چندگاهی ارائه شود.

آن چه که پس از ترک سیگار برای شما رخ می دهد

آن چه که پس از ترک سیگار برای شما رخ می دهد

اعتیاد چیزی است که بسیاری از ما حداقل در نقطه‌ای از زندگی‌مان در کشمکش با آن بوده‌ایم و بسیاری دیگر نیز در حال حاضر با آن دست و پنجه نرم می‌کنند. ما این مطلب را از منابع مختلف گردآوری کرده‌ایم و قطعاً ارزش به اشتراک گذاشتن دارد. امروزه اعتیاد به سیگار یکی از گسترده‌ترین اعتیادها بوده به‌طوری‌که میلیون‌ها نفر به آن مبتلا هستند. اگرچه ریشه‌یابی علت اعتیاد به‌منظور درمان آن حائز اهمیت است، بررسی انگیزه‌های شرکت‌های تولید این مواد نیز ایده خوبی است. چرا ما همواره در محاصرۀ این مواد هستیم و چرا شرکت‌های بزرگ میلیاردها دلار صرف بازاریابی محصولات مضر و سرطان‌زا می‌کنند؟

اگر شما و یا از آشنایان‌تان‌ یک سیگاری قهار هستید، احتمالاً این ماده برای شما به مثابه یک مشوق و انگیزه عمل می‌کند. به‌طور کلی، دلایلی که ما را به سمت رفتارهای مضر می‌کشاند بسیار عمیق هستند و بررسی این دلایل به‌دلیل در میان بودن موضوع سلامتی، از اهمیت بسزایی برخوردار است. در ادامه آن‌چه را که مدت کوتاهی پس از ترک سیگار در بدن‌تان رخ می‌دهد، ارائه می‌شود.

آن چه که پس از ترک سیگار برای شما رخ می دهد

آن چه که پس از ترک سیگار برای شما رخ می دهد

۲۰ دقیقه پس از مصرف آخرین سیگار

مجموعه تغییراتی در بدن‌تان رخ می‌دهد که تا سال‌ها ادامه دارد. درست ۲۰ دقیقه پس از ترک سیگار، ضربان قلب‌تان کند می‌شود.

- ۱۲ ساعت پس از ترک سیگار

پس از ۱۲ ساعت مونواکسید کربن در بدن‌تان به سطح نرمال می‌رسد.

- ۲ هفته تا ۳ ماه پس از ترک سیگار

خطر حملۀ قلبی، روند کاهشی پیدا می‌کند و کارکرد ریه‌های‌تان بهبود می‌یابد.

- ۱ تا ۹ ماه بعد از ترک سیگار

سرفه‌ها و تنگی نفس‌تان کاهش می‌یابد.

- ۱ سال پس از ترک سیگار

خطر ابتلای شما به بیماری عروق کرونر نصف یک فرد سیگاری می‌شود.

- ۵سال پس از ترک سیگار

خطر سکته در شما برابر با خطر ابتلای یک فرد است که ۵ تا ۱۵ سال از ترک سیگارش می‌گذرد.

- ۱۰ سال پس از ترک سیگار

خطر مرگ ناشی از سرطان ریه در شما، معادل نصف همین خطر در یک فرد سیگاری است. خطر ابتلای شما به سرطان دهان، گلو، مری، مثانه، کلیه و پانکراس نیز روندی کاهشی به خود می‌گیرد.

- ۱۵ سال پس از ترک سیگار

خطر ابتلای شما به بیماری قلبی با یک فرد غیرسیگاری، برابر می‌شود.

نکاتی جالب درباره زندگی استیو جابز

نکاتی جالب درباره زندگی استیو جابز

داستان زندگی استیو جابز پر از نکات ریز و البته پر ابهام است. افراد راجع به استیو جابز با نگاه به موفقیت در کسب و کارش قضاوت می‌کنند. بله، او شرکت اپل را در یک گاراژ شروع کرد. بله او کار خود را با پیکسار (Pixar) شروع کرد و در آن ناکام نیز بود. سپس نکست (NEXT) را راه انداخت و به‌عنوان مدیرعامل شرکت اپل منصوب شد. اما هیچ‌یک از این‌ها توانایی وصف نبوغ این مرد را ندارند. هیچ‌یک از پس توصیف این همه محصولی که او اختراع نموده بر نمی‌آیند. همۀ این‌ها قادر به وصف آی‌پد، توی استوری، مک‌ایر، اپل ۲ و غیره نیستند. موفقیت‌های یک مرد تنها در صورتی درک می‌شود که قادر به شمارش اشک‌های او باشیم و متأسفانه در مورد استیو جابز، این کار غیرممکن است.

نکاتی جالب درباره زندگی استیو جابز

۱- طبیعت در مقابل تربیت

جابز خواهری به نام مونا سیمپسون داشت اما از این موضوع تا رسیدن به بزرگسالی بی‌خبر بود. مونا سیمپسون یکی از رمان نویس‌های مشهور در اواخر دهه هشتاد قرن بیستم بود. نخستین رمان او یعنی هیچ‌جا به‌جز اینجا، راجع به روابط اش با والدینش بود که به‌طور طعنه‌آمیزی راجع به والدین استیو جابز بود. از زمانی‌که استیو جابز به فرزندخواندگی پذیرفته شد، او و خواهرش از این مسأله تا سال‌های ۱۹۹۰ بی‌خبر بودند، تا این‌که استیو در صدد پیدا کردن خواهرش برآمد. این موضوع، تا حدی بحث طبیعت در مقابل تربیت را مطرح می‌کند. دو بچه، بدون آگاهی از این‌که خواهر و برادر هم هستند، دارای حس واحد زندگی بر روی این سیاره بوده و تبدیل به دو تن از افراد موفق دنیا البته با تلاش بسیار می‌شوند.

۲- نام پدر او عبدالفتاح جندلی بود

اگر درباره پدر استیو جابز از کسی سوال می‌کردید، احتمال این‌که حدس بزند پدر واقعی او یک مسلمان اهل سوریه بود، بسیار اندک بود. والدین او دو دانشجوی تحصیلات تکمیلی بودند که احتمالاً هیچ‌وقت فکرش را نمی‌کردند یک بچه به دنیا بیاورند و آن را به فرزند خواندگی بدهند و چند سال بعد دختر دیگری به دنیا بیاورند. یکی از شرایطی که والدین واقعی جابز داشتند این بود که او توسط دو فرد دارای تحصیلات دانشگاهی به فرزندخواندگی پذیرفته شود. اما زوجی که او را به فرزندخواندگی پذیرفتند در ابتدا دروغ گفتند و مشخص شد که دارای تحصیلات  دانشگاهی نیستند و معامله زمانی انجام شد که آن‌ها قول دادند استیو را به دانشگاه بفرستند. قولی که به آن عمل نکردند. و علی‌رغم این‌همه دروغ و قول عمل‌نشده، سرانجام او به دانشگاه رفت (هر چند بعدها دانشگاه را ترک نمود).

۳- استیو جابز یک گیاه‌خوار و ماهی‌خوار بود

به‌عبارت دیگر، او از بین گوشت‌ها، تنها گوشت ماهی می‌خورد و همۀ غذاها را همراه با سبزیجات مصرف می‌کرد (از جمله تخم مرغ و لبنیات). در مقام مقایسه، افرادی که ماهی خوار هستند و به‌طور منظم در وعده‌های غذایی‌شان ماهی و سبزیجات دارند، ۳۴ درصد کم‌تر دچار مرگ ناشی از بیماری قلبی می‌شوند. و اگر گیاه‌خواران را با گوشت‌خواران مقایسه کنید، شانس مرگ ناشی از بیماری قلبی ۲۰درصد کم‌تر است. به‌نظر می‌رسد که اولین بار این عادت غذایی در کالیفرنیا مشاهده شد.

۴- عدم کمک استیو جابز به مؤسسات خیریه

هنگامی‌که جابز مدیر عامل شرکت اپل شد، همه برنامه‌های بشردوستانه شرکت اپل را متوقف کرد. او گفت «صبر کنید تا ما سودآور شویم». هم‌اکنون آن‌ها سودآور و صاحب ۴۰ میلیارد دلار هستند و هنوز هم در برنامه‌های بشردوستانه مشارکت ندارند. البته باید به این قضیه از رویکردی دیگر نگاه کنید. استیو جابز خیرترین مرد روی این سیاره بود. به‌جای تمرکز بر مبارزه با حشرات در آفریقا (که بیل گیتس در حال حاضر این کار را می‌کند)، جابز انرژی‌اش را با همۀ اختراعات خود، صرف ارتقای کیفیت زندگی می‌نمود. به اکوسیستم آی‌پد، مک، آیفون و دیزنی، نگاهی بیاندازید و از خود بپرسید که چگونه بسیاری از زندگی‌ها به‌طور مستقیم (چرا که استخدام شرکت اپل شده‌اند) یا غیرمستقیم (چرا که از محصولات این شرکت‌ها برای ارتقای کیفیت زندگی‌شان بهره می‌برند) از این شرکت‌ها منتفع شده‌اند.

۵- دروغ استیو جابز به وزنیاک

وقتی جابز و وزنیاک بازی برک آوت را برای آتاری ساختند، قرار بود که درآمد حاصل از آن به‌صورت پنجاه پنجاه بین‌شان تقسیم شود. آتاری ۵۰۰۰ دلار برای جابز سود داشت. در حالی‌که جابز به وزنیاک گفته بود که سود حاصله ۷۰۰ دلار بوده است و از این رو ۳۵۰ دلار عاید وزنیاک شد. به هر حال این خطاها از جوانان سر می‌زند. اگر کسی را می‌شناسید که از زمان تولدش صادق بوده به من نشان دهید تا من به شما یک دروغگو نشان دهم!

۶- استیو جابز پیرو مکت ذن بودائیسم بود

او حتی به یک صومعه پیوست و در مقام یک راهب ظاهر شد. یک راهب ذن، او و همسرش را به عقد هم درآورد. از او نقل شده است که در مواجهه با سخت‌ترین اوقات زندگی‌ام تنها با بودن کنار یک گروه ذن احساس آرامش می‌کنم. در مقابله با یورش دردهای بدون توقف، ذهنم را که آماج حملات پی در پی هستند آرام می‌کنم. نکتۀ جالب راجع به ذن‌بودائیسم جابز این است که اکثر مردم فکر می‌کنند اعتقاد به بودائیسم و در عین حال قرار داشتن در بین ثروتمندترین افراد دنیا در تضاد با هم هستند زیرا بنای ذن‌بودائیسم بر عدم دلبستگی است. مگر این نیست که خود بودا، ثروت و خانواده‌اش را ترک نمود؟ اما پاسخ منفی است. پیروی از علائق و دنبال درآمد بودن عملی بهنجار است اما وابستگی شدید به آن‌ها اشتباه است و می‌توان بدون درآمد نیز شاد بود.

نکاتی جالب درباره زندگی استیو جابز

۷- انصراف از دانشگاه

بیل گیتس و مارک زاکربرگ دو فرد مشهوری بودند که از دانشگاه انصراف دادند. اما ظاهراً استیو جابز نیز یک ترم به دانشگاه رفت و پس از آن، دانشگاه را ترک نمود. پس می‌توان حدس زد که برنامه‌ریزی کامیپوترها، ساخت کامپیوترها، ایجاد اشتغال، ساختن فیلم و مدیریت مردم و غیره، لزوماً نیازمند رفتن به دانشگاه نیست.

عزت نفس

چگونه عزت نفس خود را افزایش دهیم

 آیا شما هم هنوز به درستی نمی‌دانید عزت نفس چیست و چگونه می‌توان آن را ارتقاء داد؟ شاید بهتر باشد این مطلب را با دقت بیشتری بخوانید. به طور کلی می‌توان گفت عزت نفس یعنی اینکه ما درباره خود چه احساسی داریم. به بیان بهتر میزان ارزشی که برای خودمان قائل هستیم همان عزت نفس ما است. البته ممکن است ما در ظاهر بگوییم که برای خودمان ارزش زیادی قائلیم اما در موقعیت‌ها و امور روزمره به طور مداوم از خود انتقاد کنیم و خودمان را آدم ناتوانی بدانیم. ذکر این نکته نیز ضروری است که عزت نفس بیشتر تحت تاثیر شرایط خانوادگی قرار دارد و اگر فرد در همان کودکی و در داخل خانواده حس ارزشمندی داشته باشد عزت نفس مثبتی خواهد داشت.

عزت نفس می‌تواند منفی یا مثبت باشد. در عزت نفس منفی ما معمولاً ارزیابی منفی از خود داریم. این نوع ارزیابی معمولاً در شرایط عادی در فرد وجود ندارد اما وقتی او با یک موقعیت پیچیده و دشوار روبرو می‌شود اثرات آن را می‌بیند. در این حالت فرد احساس ناراحتی می‌کند و در خود غرق می‌شود.

آیا عزت نفس افزایش می‌یابد؟

پاسخ این سوال بله است اما باید بدانید که افزایش دادن عزت نفس در بزرگسالی تا حدودی سخت است و گاهی اوقات نیاز به یک درمانگر دارد. بهتر است که قبل از اینکه دیر شود به فکر افزایش عزت نفس در فرزندان‌تان باشید تا در آینده با مشکل روبرو نشوند. در اینجا با چند روش برای افزایش عزت نفس آشنا می‌شویم.

راه‌های افزایش عزت نفس

۱- هوشیار باشید

در مرحله اول سعی کنید رفتارهایی مخربی که به دلیل عزت نفس پایین در شما ایجاد شده‌اند را شناسایی کنید. برخی از این رفتارها عبارتند از: مصرف سیگار یا سایر مواد اعتیاد آور، خلق منفی همانند افسردگی، و استفاده مفرط از اینترنت که گاهی می‌تواند به اعتیاد اینترنتی نیز بینجامد. پس از شناسایی این رفتارها باید راه‌هایی برای تغییر آن‌ها بیابید.

۲- تمرین مراقبت از خود

سبک زندگی خود را تغییر دهید و یک زندگی سالم از لحاظ تغذیه، تفریح و فعالیت بدنی داشته باشید. شما می‌توانید سبک زندگی خود را با استفاده از پرسشنامه‌ها ارزیابی کنید (برای ارزیابی سبک زندگی خود اینجا کلیک کنید).

۳- شناسایی عواملی که عزت نفس پایین شما را فعال می‌کند

عزت نفس برخی افراد در هنگام استرس (برای مثال وقتی مورد انتقاد قرار می‌گیرند) فعال می‌شود. ممکن است در موقعیت‌های دیگری عزت نفس منفی شما فعال شود و شروع به انتقاد از خود کنید و خود را شکست خورده بدانید. سعی کنید موقعیت‌هایی که سبب فعال شدن این حالت می‌شود را شناسایی کنید.

۴- روش‌های ساده مختص خود را به کار ببرید

قطعاً روش‌هایی وجود دارد که در شما احساس آرامش ایجاد می‌کند. برخی افراد با موسیقی، برخی با روش‌های ریلکسیشن و برخی با پیاده روی احساس آرامش می‌کنند. وقتی چیزی در شما استرس ایجاد می‌کنند روش‌های شخصی خود را به کار ببرید تا تسکین یابید. این کار سبب قطع چرخه فعالیت عزت نفس منفی می‌شود.

۵- بایستید و توجه کنید

بیشتر رویدادهایی که برای ما اتفاق می‌افتد شبیه هم هستند. بنابراین باید به تشابهات بین موقعیت‌ها دقت کنید و بدانید که اکثر حالات منفی که در شما ایجاد می‌شود به دلیل برخی رویدادهای ثابت و مشابه است.

۶- به حالات خود آگاه باشید

وقتی رویدادی برای شما اتفاق افتاد که احساس بدی داشتید به جای انفعال، درباره آن رویداد و احساس خود با خودتان حرف بزنید. برای مثال: دوستم همین حالا به من گفت تو احمقی و من کم کم دارم دچار استرس شدید و خجالت می‌شوم. این اقدام سبب می‌شود که به مرور از حالت انفعال بیرون بیایید.

۷- توانایی‌های خود را بشناسید

بهتر است یک کاغذ بردارید و تمام توانایی‌هایی که دارید را بنویسید. برخی از این توانایی‌ها عبارتند از: مهربانی، شجاعت، روابط اجتماعی خوب، علاقه به علم، کنجکاویی، خلاقیت، پشتکار، سخت کوشی و احساس مسئولیت.

۸- مهارت‌های خود را افزایش دهید

شما باید برای افزایش عزت نفس، کاهش افسردگی و ناامیدی و بیشتر کردن شادی در زندگی‌تان برخی مهارت‌ها را یاد بگیرید و تمرین کنید. این مهارت‌ها عبارتند از:

- تجربه احساسات: احساساتی که دارید را حس کنید و نیازهایتان را بشناسید. اگر شما ندانید که چه حسی دارید و به چه چیزی نیاز دارید نمی‌توانید اقدام مناسبی نیز انجام دهید.

- تفکر انتخابی: از تفکر “یا این یا آن” بپرهیزید. در این نوع تفکر فرد دنیا را دو قطبی می‌داند و به همین دلیل دچار مشکلات زیادی می‌شود. برای مثال یا این کار را می‌کنم و بنابراین موفق هستم، یا نمی‌توانم این کار را بکنم. در عوض سعی کنید در مواجهه با مسائل راه‌های دیگر را نیز در نظر بگیرید و آن را انتخاب کنید.

- در مواقع لازم “نه” بگویید: وقتی مجبوریم کاری را که دوست نداریم انجام بدهیم دچار تنش زیادی می‌شویم. نه گفتن در مواقع لازم سبب کاهش این تنش می‌شود و مرز شما با دیگران را مشخص می‌کند. مرز شخصی برای همه لازم است.

- جرات ورز باشید: یعنی اینکه بدون پایمال کردن حق دیگران از حق خود دفاع کنید. اگر نتوانید از حق خود دفاع کنید این مشکل خود را با پرخاشگری بر سر افراد دیگر نشان خواهد داد.

ما را محبوب کنید

چگونه یک میلیونر شویم؟ روانشناسان پاسخ می دهند

چگونه یک میلیونر شویم؟ روانشناسان پاسخ می دهند

بسیاری از ما وقتی به زندگی یک فرد موفق و از نظر درآمدی ثروتمند نگاه می‌کنیم در می‌یابیم که استعدادها و توانایی‌های خیلی از ما مشابه و یا حتی شاید بیشتر از آنان است. قطعاً افرادی باهوش‌تر از بیل گیتس یا استیو جابز در این دنیا زندگی می‌کنند و شاید آن‌ها نیز برای خود کسب و کاری دارند اما به اندازه آن‌ها موفق نیستند.

اما روانشناسان گروهی هستند که با رویکردی متفاوت به این سوال که چگونه یک میلیونر شویم؟ می‌نگرند. اگر چه متخصصان اقتصاد و کسب و کار رهنمودهایی به منظور موفقیت کسب و کار شما ارائه می‌دهند اما از نظر روانشناسان تفاوت افراد موفق و غیر موفق در جای دیگری نهفته است و آن طرز نگرش فرد به دنیا و کسب و کارش است. در اینجا توصیه‌هایی از برجسته‌ترین روانشناسان دنیا ارائه شده است تا بتوانید ذهن خود را تربیت کنید و زندگی آینده خود را بهبود ببخشید. عمده مطالب این مقاله از مقالات دو روانشناس برجسته یعنی دکتر الیزابت لورنس از دانشگاه کارولینای شمالی و دکتر ریچارد راجرز از دانشگاه ایالتی کلرادو گرفته شده است.

پاسخ روانشناسان به سوال چگونه یک میلیونر شویم؟

۱- ذهن در مقابل اقتصاد

دکتر الیزابت لورنس از دانشگاه کارولینای شمالی که در زمینه روانشناسی و درآمد مطالعاتی دارد عقیده دارد که اولین موضوعی که یک فرد باید به آن توجه کند این است که تفاوت یک فرد موفق با یک فرد ناموفق در ذهن و دیدگاه آن‌هاست نه در مباحث اقتصادی و کسب و کار. البته ارزش امور تجاری و اقتصادی نباید نادیده گرفته شود اما در اصل این قبیل امور همانند ابزاری در دست یک فرد هستند که با ذهن‌اش آن‌ها را مدیریت می‌کند. بنابراین باید بر روی دیدگاه خود کار کنید تا بتوانید مسیر اقتصادی مناسبی را طی کنید.

۲- ثابت قدم باشید

برخی افراد به محض اینکه کاری را شروع می‌کنند و درآمد کمی به دست می‌آورند آن کار را رها کرده و به سراغ کاری دیگر می‌روند. دکتر لورنس خاطره‌ای را نقل می‌کند که بسیار الهام برانگیز است. یکی از دوستان او در دوره جوانی تصمیم گرفت با جمع آوری زباله‌های بازیافتی درآمدی به دست آورد. در ابتدا این کار با مخالفت دوستان و خانواده‌اش روبرو شد اما حالا او یک فرد ثروتنمند شده است و بزرگترین مرکز بازیافت ایالتی را در اختیار دارد. این فرد موفق یک روز به دکتر لورنس گفت:

وقتی اطرافم را نگاه کردم دیدم برخی افرادی که سوپر مارکت دارند درآمد زیادی دارند ولی برخی از آن‌ها نه. همچنین رستوران‌ها نیز اینطوری بودند و وقتی با دقت زیادی نگاه کردم دیدم که در تمامی مشاغل افراد موفق و ناموفق وجود دارند. پس به این نتیجه رسیدم که کاری که انتخاب می‌کنی مهم نیست بلکه مسیری که می‌روی مهم است. شما می‌توانید یک کار بسیار ساده راه بیندازید اما آن را به اوج شکوفایی برسانید.

۳- تخصص داشته باشید

درست است که ما می‌گوییم نوع کار زیاد مهم نیست، اما با این حال شما باید کاری را انتخاب کنید که در آن تخصص دارید یا حداقل با آن آشنایی دارد. فردی که پدرش باغ دار است می‌تواند در حوزه توزیع میوه موفق‌تر باشد تا حوزه IT و همچنین فردی نیز که مهندس کامپیوتر است در این حوزه موفق‌تر خواهد بود. شما در هر صورت باید تخصصی در یک زمینه کسب کنید. این تخصص می‌تواند از طریق تحصیل و یا تجربه به دست آید.

۴- کار کنید!

بارها افرادی را دیده‌ایم که مدام در اینترنت در جستجوی راه اندازی یک کسب و کار هستند و پس سال‌ها هم اکنون نیز در حال جستجو هستند! نکته مهم این است که در نهایت باید یک ایده را انتخاب کنید و کار را شروع کنید. مدیر سایت دیجی کالا اخیراً در مصاحبه‌ای اعلام کرد که برای موفق شدن یک کسب و کار اینترنتی جدید نیاز به کار روزانه بین ۱۶ تا ۱۸ ساعت است. بنابراین شما باید یکی از اساسی‌ترین قدم‌ها را بردارید و آن این است که کار کنید نه جستجو!

۵- خطاهای خود را اصلاح کنید

در دنیای کسب و کار امروزی تنها یک چیز معنا دارد: آمار. شما باید تمامی ورودی‌ها و خروجی‌های کاری خود را مورد نظارت قرار دهید و اگر ضعفی در بخشی از سیستم دیدید آن را تحلیل و برطرف کنید. دکتر ریچارد راجرز از دانشگاه ایالتی کلرادو مثالی جالب در این زمینه می‌زند:

در نزدیکی خانه ما یک کافی شاپ بود که من هر روز موقع برگشتن از سر کا جلوی آن توقف می‌کردم و کمی به ذهنم استراحت می‌دادم. کافی شاپ حدود ۲۰۰ متر از جاده اصلی فاصله داشت و به سختی دیده می‌شد و به همین دلیل مسافرانی که از جاده عبور می‌کردند آن را نمی‌دیدند. یک روز به صاحب کافی شاپ گفتم چرا یک تابلو اینجا نصب نمی‌کنی؟ و او جواب داد که فکر نکنم مشتری جدیدی به اینجا بیاید چون همه مرا اینجا می‌شناسند. اما بالاخره او را راضی به این کار کردم. در یکی از ماه‌‌های تابستان که مسافر زیادی به شهر آمده بودند او مرا دید و گفت که با زدن آن تابلو بزرگ درآمدش چند برابر شده است.

۶- قانع نباشید

اشتباه نکنید. منظور ما این نیست که در زندگی خود فردی قانع نباشید. منظور ما این است که در مورد درآمدی که دارید هیچ وقت خود را قانع نبینید. برای مثال یک دانشجو که تازه وارد بازار کار شده است ممکن است با به دست آوردن یک حقوق متوسط زندگی خود را کامل ببیند و دیگر تلاش اضافی به خرج ندهد. اگر چه این نوع از زندگی هم اشکالی ندارد اما شاید برخی از ما نخواهیم اینگونه باشیم. بنابراین شما باید هر ماه میزان سقف انتظارات خود را بالا ببرید. برای مثال در ماه اول هدف خود را کسب درآمد ۱۰۰ هزار تومانی قرار دهید ولی در ماه دوم باید ۲۰۰ هزار تومان به دست بیاورید. بعد از مدتی خواهید دید که درآمدتان بالا رفته است اما باز هم نباید دست از تلاش بردارید. تفاوت یک فرد معمولی با موفق در این مرز خود را نشان می‌دهد. یک فرد معمولی به محض اینکه به مرحله‌ای رسید متوقف می‌شود اما برای فرد موفق هیچ مرزی وجود ندارد.

۷- اهل ریسک باشید نه حماقت

در اصطلاح روانشناسی به صفتی که در آن فرد از تجربیات جدید استقبال می‌کند و میل به تجربه چیزهای جدید دارد گشودگی به تجربه گفته می‌شود. البته این افراد قبل از اینکه مسیری را شروع کنند به دقت همه جوانب آن را بدون پیشداوری بررسی می‌کنند. در محیط کاری نیز اینگونه است و قطعاً افرادی که از تجربیات خود استفاده کنند و سریع با تغییرات انطباق پیدا کنند موفق‌تر هستند. نمونه بارز افراد موفق در این حوزه کسانی هستند که کسب و کار خود را از حالت سنتی به آنلاین تبدیل کردند و هم اکنون از هر دو حوزه درآمد کسب می‌کنند.

۸- نظم و چارچوب شدید

شاید لازم نباشد برای افرادی که با شما همکار هستند زیاد سخت بگیرید اما این قضیه درباره خود شما کاملاً برعکس است. شما باید برای مدت زمانی مشخص که بتوانید یک کسب و کار را شروع کرده و به جایی برسانید همانند یک ساعت کار کنید. نقل است که زیگموند فروید پدر روانکاوی به قدری دقیق بوده است که تمامی افراد محل به جای ساعت از رفت و آمد او متوجه زمان می‌شدند. در کسب و کارتان نیز شما باید بسیار دقیق و با نظم باشید.

۹- برنامه ریزی داشته باشید

شما باید یک برنامه ریزی دقیق و علمی داشته باشید. در برنامه ریزی صحیح باید سه نوع هدف کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت تدوین شوند. اهداف کوتاه مدت باید سبب تحقق اهداف میان مدت شوند و از طریق اهداف میان مدت نیز اهداف بلند مدت تحقق یابد. بنابراین شما باید برای آینده خود نقشه داشته باشید و هر روز خودتان را بر اساس اهداف‌تان ارزیابی کنید.

۱۰- به دلیل محدویت‌هایی که دارید ناامید نشوید

لازم نیست که حتما سرمایه اولیه زیاد یا یک دفتر کار شیک داشته باشید. اگر شما درست پیش بروید همه این‌ها قابل دستیابی است. اکثر کسب و کارهای موفق از یک دفتر کار کوچک و حتی از زیرزمین یک خانه (مثل شرکت اپل) شروع شده‌اند.

۱۱- شریک و همکاران خود را درست انتخاب کنید

یکی از خصیصه‌های منفی در بسیاری از افراد این است که دوست دارند تنها کار کنند. برای این افراد تقسیم وظایف و واگذار کردن برخی از کارهایشان به دیگران بسیار سخت است. اما افراد موفق دقیقاً برعکس هستند. آن‌ها سعی می‌کنند هر چه سریع‌تر کارهای خود را به دیگران واگذار کنند و خودشان بیشتر مدیریت و رهبری کنند. اما نکته مهم این است که افرادی را انتخاب کنید که حداقل دو ویژگی اساسی را داشته باشند: اول اینکه خلاقیت داشته باشند. یعنی کاری که به آن‌ها گفته شده است را انجام دهند اما سعی کنند با انجام تغییراتی آن را بهبود بخشند نه اینکه همانند ربات تنها اجرا کننده دستورات باشند. دوم اینکه منظم باشند و به کار خود تعهد داشته باشند.

۱۲- از لری پیج بپرسید!

یکی از دوستان ما که متخصص طراحی نرم افزار است با هر سوالی که از او می‌شود می‌گوید: اجازه بدهید از لری پیج (مدیر گوگل) بپرسم. منظور او این است که در دنیای امروز همه چیز در اینترنت وجود دارد و شما نیز برای هر کسب و کاری که راه می‌اندازید باید به اینترنت متکی باشید. این اتکا می‌تواند از جستجوی مطالب مورد نظر شروع شود و به طراحی یک ساخت فروشگاهی یا خدماتی ختم شود.